خرید بک لینک
نمیدونم چی بنویسم تا بتونم بار غمی که تو دلمه رو بیان کنم

هیچ وقت به این حالت دچار پوچی نشده بودم

ایندفعه نه از روی هیجانه ن احساسات

هر لحظه به مرگ فکر میکنم

به قول شاهین، با تمام وجود غمگینم ...

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

شدم مثل مریضی که دکترا جوابش کردن و افتاده رو تخت و منتظر مرگشه

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

آخرش پیام دادم با اکانت خودم

امیدوارم جواب بده

قرار نیس ترغیبش کنم مال من شه

میخوام اون چرای بزرگی که این همه سال تو ذهنم ساخته بود رو داغون کنه

میخوام یبار برای همیشه راحتم کنه

دعا کنید جواب بده

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

از یه طرف فشار درس

از یه طرف فشار اون

خستم خیلی خسته

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

اینقدر بیشعوره که برای یبارم جوابمو نداد

با همین بیشعوریش خودشو بدبخت کرد و بازم اصرار داره همین رویه رو ادامه بده

ولی ازون بیشعورتر منم که باز تهِ تهِ دلم دوسش دارم

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

بعد هفت هشت سال شمارش گیرم اومد ولی چه فایده؟!

اتفاقی که باید به وقتش میفتاد نیفتاد

دیگه برام مهم نیس

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

امروز ۱۶ دی ماه ساعت ۴:۱۱ اولین بار باهام حرف زد هرچند خودمو معرفی نکردم ولی بازم خوبه

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

صفحه بندی